نوشتاری از استاد هادی سروش

امام هادی و عقلانیت در مقابل مدعیان دین

مبلغ/ هادی سروش در مطلبی با عنوان «امام هادی و عقلانیت در مقابل مدعیان دین» به مناسبت ولادت امام هادی(ع) این گونه آورده است:

به گزارش «مبلغ» به نقل از شفقنا، در حالیکه حقه بازان بازار قدرت و ثروت از دین سوء استفاده کرده و دروغ هایی را به دین‌ نسبت میدهند، ولی به بیان زیبای امام هادی (ع)؛ عقل جامعه به حدی بالا رفته که تمام این سوء استفاده های از دین را ارزیابی کرده و کاملا مورد فهم قرار میدهد.

امام هادی (ع) در دوره ای امامت شیعه و بلکه جهان معنویت و اسلام را عهده دار بود که دوران عقلانیت بود.

دوران عقلانیت زمانی است که عُمده مردم براساس عقل میگویند، و بر اساس عقل میشنوند و بر اساس عقل میپذیرند. ظاهرا دوران حضرت هادی(ع) چنین بوده، البته این سطح از عموم آدمیان، نفی کننده رفتارجاهلانه در گوشه و کنار جامعه نیست.

ابتدا روایت زیبای امام هادی (ع) را ملاحظه فرمایید تا سپس به تحلیل آن بپردازیم.

ابن سکیت دانشمند مشهور آن زمان گوید:

به امام هادی عرض کردم: چرا خدا حضرت موسى را با وسیله عصا و ید و بیضا و ابزار ابطال جادو فرستاد، و حضرت عیسى را با وسیله طبابت، و حضرت محمد(ص) را بوسیله کلام و سخنرانى؟

حضرت هادی (ع) فرمود: چون خدا موسى (ع) را مبعوث کرد جادوگرى بر مردم آن زمان غلبه داشت پس او از طرف خدا چیزى آورد که مانندش از توانائى آنها خارج بود و بوسیله آن جادوى آنها را باطل ساخت و حجت را برایشان ثابت کرد. و عیسى (ع) را در زمانى فرستاد که فلج و زمینگیرى زیاد شده بود و مردم نیاز بطب داشتند پس او از جانب خدا چیزى آورد که مانندش را نداشتند پس با اجازه خدا مردگان را زنده کرد و کور مادرزاد و پیس را درمان نمود و حجت را برایشان ثابت کرد. و حضرت محمد (ص) را در زمانى فرستاد که خطبه‏خوانى و سخنورى- بگمانم شعر را هم فرمود- زیاد شده بود، پس آن حضرت از طرف خدا پندها و دستوراتى شیوا آورد که گفتار آنها را باطل کرد و حجت را برایشان تمام نمود.

به امام هادی (ع) عرض کردم: به خدا سوگند، همانند تو را هرگز کس ندیدم. وبعد ازایشان سوال کردم؛ امروز حجت بر مردم چیست؟

امام هادی فرمود: عقل، به وسیله عقل و خرد کسی که بر خداوند دروغ می‌بندد، از کسی که خداوند را تصدیق می‌کند، شناخته می‌شود.

ابن سکیت گوید؛ من گفتم: به خدا سوگند، جواب راستین این است.(اصول کافی۲۴/۱)

نکته جالب اینجاست؛

امام هادی(ع) محور عقلانیت را در تصدیق و تکذیب امور دینی معرفی فرمود!

ورود عقل به امور دینی، یکی از کاربردهای عقل است، چرا که عقل؛ فهمِ همه آنچیزی است که به معاش و معاد آدمی ارتباط پیدا میکند.

و حتما این در موضوع، یعنی؛ مسائل مربوط به دین‌، محوریت عقل بسیار پر اهمیت بوده که مورد توجه حضرت هادی (ع) قرار گرفته است. و این نیست مگر اینکه در آن دوران مانند دوران پیشین و پسین آن؛ مدعیان دروغین دینداری و یا نادانانِ حوزه دینداری با اظهار نظرهای خیالی و خرافی، جامعه دینی را به لبه سقوط بی دینی قرار میدادند! و قهرا مردم آگاه و خردمند در برابر آن بظاهرِ دین گراها استقامت کرده و رای و نظر انحرافی آنان که فقط نام دین را یدک میکشد را بر نمی تابند.

بله امکان دارد عده ای از مردم گرفتار مورد حقه و نیزنگ های بظاهر دینی قرار گیرند و گرفتار “اوهام وخرافات” شوند!

به داستان ذیل توجه کنید؛

در همان زمان امام هادی (ع)، روزی شاعری درمعبر عمومی شهر بغداد نان می‌خورد.

عثمان وراق او را دید و گفت: شرم نداری؟

شاعر پاسخ داد: تو اگر در طویله گاوان باشی، خجالت می‌کشی که جلوی چشم آنها غذا بخوری؟ گفت: نه.

شاعر گفت: اکنون باش تا به تو بفهمانم که اینان گاوند.

سپس ایستاد و شروع کرد به موعظه و سخن پردازی، و جمعیت زیادی گرد آمدند.

آن گاه گفت: ای مردم! این روایت متواتر است که هر کس زبانش به نوک بینی‌اش برسد، به جهنم نمی‌رود. در این موقع‌ گویی فرمان صادر شده باشد، حاضران بی‌استثنا زبان را بیرون آوردند و سعی کردند زبانشان را به نوک بینی‌شان برسانند! (الاغانی،ابی فرج اصفهانی.ج۱۲ص۵۰)

پس ممکن است در روزگاری که عده ای به کمالِ اندیشه و عقلانیت رسیده اند و چنان از آگاهی بهرمند باشند که به سادگی نتوان آنان را به تقلید کور وادار کرد، اما عده ای معدودی از عوام و عناصر بی خاصیت و تعصب زده؛ بازی خورده ی حقه بازان سیاسی و دینی شوند و دنبال هر صدایی راه افتاده و مقهور سیاست بازان و خدعه گران شوند و شعار دین سر دهند!!

حقه بازان ضد دین که خود را آراسته به دینداری و غیرت دینی میکنند و به چند شکل برای اهداف خود وارد عرصه شده و از دین سوء استفاده میکنند؛

شکل اول؛ با شعار دین و ادعای حفظ حریم دیانت، راه عقلانیت و ارائه نظر و نقد از سوی خرمندان و اهل تجربه و افکار عمومی را مسدود میکنند و مخالف خود را مخالف دین و مقدسات معرفی میکنند و میگویند؛ عقل آدمی به دین و دستورات دینی نمیرسد و در نتیجه نظر و انتخاب خود را همان دستور دینی جا میزنند و حق اظهار نظر بر اساس عقل و تجربه را از دیگران میگیرند!

سردمدار این حقه بازان سیاست و قدرت فرعون است که از حربه دین بهره کشی میکرد و میگفت : میترسم دین شما را تغییر دهند! انی اخاف ان یبدل دینکم. (غافر/۲۷)

شکل دوم؛ ادعای دین دارند در حالیکه هیچ جای زندگی خصوصی و اجتماعی شان با دین قابل جمع نیست. اختلاس دارند! حقوق نجومی دارند! مشاوران و معاونان فاسد دارند! اهل رشوه مالی و عملی برای جلب نظر قاضی هستند! رفاه زده بمعنای واقعی هستند! و شاید فساد های دیگری از جنس فساد اخلاقی هم باشند!!

اینان! بلندگوی دینِ مظلوم میشوند!

چه زیبا امیرالمومنین فرمود:  آن که من از ناحیه ی او بیمناک و نگرانم منافق ها و دوروهاست، آنهایی که زبان و ظاهرشان رو به یک سو و قلب و باطنشان رو به سوی دیگر است. / اَخافُ عَلَیکُمْ کُلَّ مُنافِقِ الْجَنانِ عالِمِ اللِّسانِ یَقولُ ما تَعْرِفونَ وَ یَفْعَلُ ما تُنْکِرونَ ‌ (نهج البلاغه نامه ۲۷)

شکل سوم‌؛ برای اِعمال قدرت و محدود کردن شهروندان می آیند و در اموری که شارعِ دین‌گذار یعنی؛ خدای متعال اعلام نظری نکرده، اینان نسبت به آن موارد اعلام خطر میکنند و وارد بر حریم خصوصی و عمومی شده و شهروندان را به عنوان “حکم الهی” محدود میکنند و اجبار انجام رفتار و یا مناسک خاصی را از جامعه مطالبه میکنند!

شکل چهارم؛ سوء استفاده اینان در مواردی است که دین وارد عرصه جامعه شده و مثلا در قبال برخی ناهنجاری های اجتماعی که دین و قانون جریمه و یا جزاء خاصی را به عنوان حدود و تعزیز در نظر گرفته، به نفع خود و یا جناح همفکر خود در برابر رقیب به کار میگیرند و احکام قضایی بر او بار میکنند در حالیکه خود و دوستان شان در ارتکاب هر جرمی آزاد بوده و تا ثریا از هر بگیر و ببندی رها هستند!

این امور دست آوریزهایی است که حقه بازان بازار قدرت و ثروت از دین دارند و تمام این موارد و موارد مشابه دروغ هایی است با اسم‌ دین‌ عرضه میشود و جالب اینجاست که امام هادی (ع) اذعان فرمودند که عقل جامعه به حدی بالا رفته که تمام این سوء استفاده های از دین را ارزیابی کرده و کاملا مورد فهم قرار می دهد.

مطالب مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.