نقش زبان فارسی و ایرانیان در میراث فقه و کلام حنفی

حسن انصاری

در سده نوزدهم و با گسترش صنعت چاپ عمدتا آثار خطه های غیر خراسانی فقه حنفی در مصر و عثمانی منتشر شد. بیگانگی با زبان فارسی از یک سو (به ویژه در مصر و شام) و بیگانگی با حتی رسم الخط عربی از اوائل سده بیستم که حاصل سیاست های آتاتورک بود (در ترکیه) موجب شده که ادبیات خراسانی و ایرانی فقه و کلام حنفی کمتر مورد توجه قرار گیرد. در سال های اخیر البته تلاش های خوبی برای انتشار آثار حنفیان خراسان صورت گرفته. قبلتر البته در شبه قاره و به دلیل نفوذ گسترده و قوی زبان فارسی آثار بسیاری در فقه حنفی به زبان فارسی منتشر شد و یا از نو تألیف شد. ادبیات فقه حنفی بدون آشنایی و یا دسترسی و در نظر گرفتن با این گذشته خراسانی و ایرانی خود که حاصل قلم دانشمندان ایرانی خراسان و فرارود است در واقع ادبیاتی ناقص و بریده از گذشته خویش است.
تنها این مسئله در مورد فقه حنفی صادق نیست. حنفیان چنانکه می دانیم از حدود اوائل سده ششم قمری نخست در فرارود (سمرقند و بخارا) و بعد به تدریج در خراسان و آنگاه در آسیای صغیر و عثمانی و مصر و شام مذهب ابو منصور ماتریدی را پذیرا شدند؛ مذهبی که به ماتریدیه معروف و شناخته است. ابو منصور ماتریدی ایرانی تبار بود و زبان اصلی اش فارسی و بدین زبان هم می نوشت. ابو المعین نسفی که در واقع مؤسس مذهب ماتریدی در فرار رود و خراسان است ایرانی تبار بود و زبانش فارسی. او نویسنده مهمترین کتاب در مذهب ماتریدی یعنی تبصره الأدله است. کتاب التوحید ماتریدی و تبصره گرچه به عربی نوشته شده اند اما ده ها و بل صدها کتاب و رساله عقاید نامه و کلامی متأثر از این دو کتاب به زبان فارسی نوشته شده و مرجع اعتقادی حنفیان فارسی زبان و یا فارسی گرای شبه قاره، فرا رود و خراسان بزرگ برای صدها سال بوده اند و همچنان هستند.
هر کشوری که فقه و کلام حنفی را پاس می دارد باید زبان فارسی را هم پاس بدارد. بدون زبان و فرهنگ فارسی و ایرانی راهی برای شناخت عمیق فقه و کلام حنفی وجود ندارد.
حاکمیت فعلی افغانستان به همین دلیل باید زبان فارسی را به دور از تعصبات کور سلفی گری هایی که دشمن هر گونه تنوع در فرهنگ اسلامی اند پاس بدارد.
مطالب مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.