نقش شبکه های اجتماعی در دیپلماسی عمومی

لزوم ابزارسازی برای مقابله با جنگ نرم دشمن

به گزارش «مبلغ» به نقل از دیپلماسی ایرانی، پیروز غفرانی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: جریان رسانه ای جهانی Media Stream وضعیتی را به وجود آورده اند که افکار عمومی به شکل ناخودآگاه در قالب هایی از پیش تعیین شده و بر اساس اطلاعات و تفاسیری مشخص هدایت می شوند. کارزار جهانی رسانه ای، جنگ روایت ها را به وجود آورده به گونه ای که مردم جوامع مختلف، دنیا را و دیگر اقوام را از عینک ساخته شده از سوی جریان رسانه ای جهانی ببینند.

مقدمه: تحولات جهانی خاصه در یکی دو دهه اخیر نشان داده که فناوری های نوین جنگ نرم، با هزینه هایی بسیار پایین، صدها و بلکه هزاران برابرهزینه فناوری های نوین سخت افزاری و جنگ افزاری کارایی دارند. قدرت های هژمون از فناوری های نوین بهترین بهره برداری ها را جهت هدایت افکار عمومی خود و جوامع مخاطب خود عمل می آورند. فناوری های رسانه ای و اقناعی، می توانند با جوسازی  بحران در یک جامعه یا منطقه را دامن بزنند و مثلا باعث بالا رفتن فروش سلاح و ابزارهای دفاعی شوند، یا منطقه ای دیگر را محتاج مواد غذایی جلوه دهند و مردم آن منطقه را به سوی سوپر مارکت ها و انبار کردن مواد غذایی بکشانند و یا با جوسازی، ایجاد شایعه و تحریک هیجانات مخاطبان خود، دو یا چند قوم یا ملت یا کشور را به جان هم بیندازند.

جریان رسانه ای جهانی Media Stream وضعیتی را به وجود آورده اند که افکار عمومی به شکل ناخودآگاه در قالب هایی از پیش تعیین شده و بر اساس اطلاعات و تفاسیری مشخص هدایت می شوند. کارزار جهانی رسانه ای، جنگ روایت ها را به وجود آورده به گونه ای که مردم جوامع مختلف، دنیا را و دیگر اقوام را از عینک ساخته شده از سوی جریان رسانه ای جهانی ببینند. آزمایش ها و نتایج مستخرجه از پروژه های مختلف تحقیقاتی و دانشگاهی، نشان داده که چگونه می توان یک روایت خاص از هر داستان و تحول را در بازه ای بسیار کوتاه، به حجم عظیمی از مخاطبان در قالب بافتارها و ژانرهای مختلف رساند. این تحقیقات نشان داده که چگونه می توان از ابزارهای نوین فناوری و فناوری های اقناعی و علوم شناختی برای شکل دهی افکار عمومی جهانی و یا یک جامعه هدف استفاده کرد به گونه ای که جامعه مخاطب در معرض بمباران شواهد و ادله و گزاره هایی باشد که در قالب های متفاوت، یک تصویر مشخص از آنچه که حقیقت می پندارد را برداشت کند.

ظهور فناوری های چند رسانه ای و تلفن های هوشمند همراه، از یکسو امکان تولید محتوا و انتشار آن را برای هرکس و در هر زمان و گستره ای فراهم آورده و از سوی دیگر، امکان ارزیابی و دستیابی به اطلاعات مربوط به گرایشات، علائق، سلایق، منافع و نیازهای هر فرد متصل به شبکه های اجتماعی را ایجاد کرده است. کاربرد این توانمندی های نوظهور در دیپلماسی عمومی کشورها و نیاز به توجه بیشتر به این مهم موضوع این مقاله است.

جایگاه دیپلماسی عمومی

فرهنگ لغت بریتانیکا دیپلماسی عمومی را هرگونه تلاشی تعریف کرده که ” با حمایت دولت ها برای برقراری ارتباط مستقیم با جوامع خارجی صورت می گیرد. این تلاش ها آن دسته از فعالیت هایی را که برای اقناع مخاطبان خارجی هدف، به منظور جلب حمایت آنها از دستیابی آن دولت به اهداف استراتژیک خود به عمل می آورد را شامل می گردد”. در حقیقت شاکله دیپلماسی عمومی و ماهیت وجودی آن همراه سازی جوامع مخاطب دیپلماسی یک کشور برای پیشبرد سیاست ها و دستیابی به اهداف، بدون به کارگیری ابزارهای نظامی و اعمال فشار و بالعکس استفاده از اصول و فنون اقناع و همراه سازی افکارعمومی جوامع هدف برای پیشبرد سیاست های کشور در خارج از مرزهاست. راهبرد دیپلماسی عمومی همراه سازی مخاطبان هدف را دنبال می کند و این امر از طریق “پیوند پیام مناسب با مخاطب هدف مناسب و در شکلی مناسب” تعریف شده است (UNDP, 2015). در این قالب جوامع هدف به سویی سوق داده می شوند که به جای همسویی و دفاع از سیاست های کشور خود و حمایت از راهبردها و برنامه های دولت و حاکمیت خود، با راهبردهای دولت خارجی همراه شوند و ناخودآگاه فعالیت های خود را معطوف به کمک به  طرف خارجی برای دستیابی او به اهداف برون مرزی خویش کنند.

بدیهی است که این همراه سازی کاری است بسیار دشوار و پیچیده که نیاز به استفاده کامل از ابزارهای کسب شناخت از فرهنگ و روحیات و عرف حاکم بر جوامع هدف دارد. تولید محتوا و توزیع متناسب آن از روش هایی که بتواند جامعه مخاطب را به نگرش به موضوعات از عینک کشور به کارگیرنده دیپلماسی عمومی سوق دهد از مهمترین وجوه و الزامات توفیق دیپلماسی عمومی یک کشور در قبال کشور یا جامعه ای دیگر است.

نقش فناوری و فناوری های اقناعی به عنوان ابزار نوین دیپلماسی عمومی

تحقیقات نشان داده که فناوری و خاصه فناوری های ارتباطی نقش های متفاوتی را برای ایجاد تحول ایفاء می کنند. این فناوری ها از جمله به عنوان پیشران، بستر و توانمند ساز تحول در جوامع موجب ظهور و پیدایش شکل های نوینی از نگرش، رفتار و هنجارهای اجتماعی و سبک های اداره و حاکمیت شده و می شوند.

فناوری به عنوان پیشران موجب تغییر سبک زندگی اعضای جوامع مختلف شده و به نوعی تغییر را به جوامع تحمیل می کند. قطعا ارتباطات و نوع تعامل افراد، بنگاه ها، سازمان ها و… پیش از ظهور فناوری های ارتباطی نوین و ماهواره ها و اینترنت و شبکه های اجتماعی با زمان حاضر تغییر شگرفی یافته که این امر مدیون پیشرانی فناوری در امر تحول جوامع است.

فناوری های نوین همچنین  به عنوان بستر تحول خود زمینه تحول در جوامع را درون خود دارند. شبکه های اجتماعی و مدل های مختلف ارتباطی اعم از ایجاد بستر بازارها و خرید و فروش دیجیتالی، ظهور شرکت های مختلف و بنگاه های فعال در عرصه مجازی و هزاران بستر نوینی که فناوری برای شکل دهی نوعی نوین از تعامل بین شهروندان در عرصه های مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و… ایجاد کرده، نشاندهنده اهمیت نقش فناوری های نوین ارتباطی به عنوان بستر تحول است.

فناوری های نوین ارتباطی همچنین به عنوان توانمند ساز تحول نقشی اساسی ایفا می کنند. هم اکنون هر فرد در هر زمان و مکان می تواند به اطلاعات در سپهری جهانی دسترسی داشته باشد، جستجوگری پرتوان باشد، بین تبیین های مختلف از موضوعات انتخاب کند و روایت ها را مقایسه، ارزیابی و راستی آزمایی کند. این فناوری ها همچنین به هر فرد و مجموعه ای این امکان را داده است که خود روایت پردازی کند، محتوا تولید و توزیع کند، نظرات خود را در سپهری جهانی با دیگران در میان بگذارد و افراد همسو و هم نظر را در جامعه بیابد و یا مثلا آنها را برای تجمع  برای هدفی گردهم آورد.

فناوری همچنین اجازه سوءاستفاده از موقعیت ها و مسئولیت ها را فراهم ساخته است. از بین رفتن حریم های خصوصی، امکان جاسوسی و تخریب در کسب و کار و اداره، روایت سازی جعلی با بکارگیری جلوه های ویژه، جعل عمیق و… از جمله ابعادی هستند که فناوری را به آلتی خطرناک برای هر فرد متخصص تبدیل کرده است. در حال حاضر فردی کارآشنا می تواند به راحتی با هک کردن اطلاعات و یا تخریب شبکه های اطلاعاتی  یک سازمان یا یک کشور، تاثیراتی بشدت  فراتر از جنگ های متعارف و سنتی بجای گذارد. فناوری های نوین به عنوان ابزار جنگ نرم نقشی اساسی برای  نظام سلطه و پیشبرد راهبرداهایشان با صرف کمترین  هزینه یافته اند.

اما این فناوری ها در دیپلماسی عمومی نیز کاربردی چشمگیر یافته اند. برخی تحقیقات، شبکه های اجتماعی را پیشران و بستر راه اندازی حرکت های مردمی در مصر، تونس، اوراسیا و شکل دهی بسیاری از انقلاب های مخملی توصیف کرده اند. اما همراه سازی جوامع هدف در گستره ای جهانی برای اینکه تقریبا همه جهانیان مفاهیم مشابهی را در مورد پدیده ها و رویدادها استنباط کنند به آشنایی و کاربرد موثر فنون و تکنیک های اقناع دست جمعی Mass Persuasion Techniques نیاز دارد. اقناع دست جمعی از ابزارهای نوین دیپلماسی اقتصادی است که از شبکه های اجتماعی در قالبی ترکیبی با دیگر رسانه ها بهره می برد. جایی که ترکیب فناوری و یافته های علوم شناختی و رفتاری، امکان تاثیرگذاری و هدایت افکار عمومی را به صورت انبوه فراهم ساخته است. در قالب جدید فناوری های نوین به عنوان پیشران، بستر و ابزار توانمند ساز اقناع دست جمعی مورد بهره برداری قرار گرفته است.

دانشگاه های پیشروی دنیا برای تحقیق در مورد نحوه به کارگیری موثر فناوری های تولید و توزیع محتوا و فناوری های  رسانه ای، با هدف شکل دهی افکار عمومی، اقدام به راه اندازی نهادها و آزمایشگاه های تخصصی رسانه و اقناع کرده اند. ام آی تی با راه اندازی مدیا لب ( آزمایشگاه رسانه ) و  استانفورد با راه اندازی آزمایشگاه اقناع ( Persuasion Lab )  از جمله این دانشگاه ها هستند که قریب به دو دهه است که تحقیقاتی را در این زمینه ها با کارفرمایی دوایر اطلاعاتی آمریکا آغاز کرده اند. در دانشگاه استانفورد پروژه اقناع بین فردی انبوه Mass Interpersonal Persuasion  بر روی نحوه انتشار ویروسی محتوا به نحوی که ظرف مدتی چند روزه به میلیون ها مخاطب برسد و آنها را در مورد موضوعی خاص مجاب سازد، بینش مخاطب را شکل دهد، تقویت کند و یا تغییر دهد، آزمایشاتی را انجام داده اند. نکته مهم این که از عمر این فعالیت ها قریب به دو دهه است که می گذرد و تکنیک های اقناعی و فناوری ها، نرم افزارها و علوم مربوطه در مقایسه با قبل بشدت توسعه یافته اند.  به طوری که به قول یوال هراری (۲۰۲۰) در کنفرانس داووس هم اکنون امکان هک کردن ذهن مخاطبان فراهم شده است.

در شرایط جدید، اذهان مخاطبان شبکه های اجتماعی با سیلی هجومی از محتواها و مفاهیمی که از پیش طراحی شده و با بکارگیری هوش مصنوعی در شکل های مختلف و برای جوامع متفاوت بومی سازی شده، روبرو هستند که در قالب های متفاوت اعم از کلیپ های کوتاه، انیمیشن، خبر، مستند، میکرو لرنینگ ( یادگیری موجز) و.. ذهن مخاطبان هدف را بمباران می کنند. در این قالب دیپلماسی عمومی نه تنها  افکار و نگرش ها بلکه دل های مخاطبان را با منویات طراحی شده همراه می سازد. نگاه نقادانه به موضوع طرح شده تحمل نمی شود و فرد به طور سایر روایت ها را فیلتر کرده و ناخودآگاه مطالب را برای دیگران ارسال می کند. یعنی خود نقش رسول انتشار پیام مورد نظر را ایفا می کند. جالب اینکه رسول سازی عالیترین هدف یک پیام اقناعی است.

ما و شبکه های اجتماعی

علیرغم اینکه نظام هژمون و جریان رسانه ای جهانی Media Stream  همه ابزارهای لازم را برای جا انداختن مفاهیم و کاربرد حداکثری شبکه های اجتماعی و رسانه های جمعی را در اختیار دارد اما، این ابزارها از سوی دولت ها و هویت های مستقل هم می تواند به کارگرفته شود. دیپلماسی عمومی ما بیش از هر زمانی نیاز به  تولید و توزیع محتوای موثر و مناسب برای مخاطبان خود دارد.

محتواهایی که  با رویکردی برهم زننده و رهایی بخش در ابتدا در شکل دهی اذهان عمومی از سوی جریان رسانه ای جهانی  اختلال ایجاد کند و برای فرد مخاطب مشخص سازد که منطق به کارگرفته شده چه خلاها و اشکالاتی دارد، و در ضمن آن به مخاطب کمک کند که با نگاهی نقادانه، خود را از سیطره حکومت رسانه ها رها سازد.

دیپلماسی عمومی ما می تواند  با هدف  تولید و توزیع محتوای مناسب برای جوامع هدف، اقدام به کسب شناخت از روحیات و باورهای جوامع مخاطب کرده و با تبیین  و آشکار ساختن شیطنت های رسانه ای و  طرح سوالات قدرتمندی که پیوند مطالب مطروحه  و مفاهیم  اقناعی طراحی شده را به چالش بکشد، ذهن مخاطبان را به سوی تلاش برای پاسخ  به سوالات و ایجاد تردید در گزاره های فریب آمیز سوق دهد.

حرص و طمع  نظام سلطه برای اینکه حداکثر بهره را از به جان هم انداختن جوامع، ملت ها و کشورها ببرد، باعث شده که  نگاه نقادانه و افشاگری نیز در این عرصه توسعه یابد. در عین حال به نظر می رسد به علت ضعف ما در تولید انبوه محتوای موثربرای همه ملت های دنیا، دیپلماسی عمومی ما می بایست به جای تولید انبوه محتوا  به رویکرد تولید محتوایی روی آورد که  نقطه زنی کند  و با بکارگیری  موثر  تکنیک های تولید محتوای اقناعی و  انتشار موثر آن در شبکه های مناسب، جریان سازی های اصلی و مهم دشمن را خنثی کند.

شاید ذکر این نکته در پایان بی تاثیر نباشد که دنیا تشنه مفاهیم و نگرش نوین است و افکار عمومی در عین حال می داند که بمباران های خبری و اطلاعاتی و تفسیر و تاویل، ذهن او را درگیر کرده است و از این رو برای مقابله با بمباران بدنبال  منطق درست و راه چاره می گردد. به اطمینان می توان گفت اگر از هم امروز یک هزارم هزینه هایی  که برای تولید فناوری ها و تجهیزات جنگی می شود را صرف فناوری های اقناعی و دیپلماسی عمومی نماییم، هزاران برابر نتیجه بهتر و موثرتری خواهیم گرفت.

مطالب مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.