ماجرای عزل فوری یکی از فرماندهان فتح مکه توسط پیامبر(ص) چه بود؟ / غیبت در مورد غیرمسلمان هم جایز نیست!

عضو هیئت علمی دانشگاه مفید:

مبلغ / حجت الاسلام والمسلمین سید ابوالفضل موسویان میگوید: فقهای گذشته کمتر به حقوق و کرامت انسانی توجه داشتند و بابی را در فقه برای آن باز نکردند؛ متاسفانه باید گفت حوزه علمیه دیر به این موضوع پرداخت. بنابراین ممکن است به احکامی برخورد کنیم که آن را مغایر با کرامت ذاتی انسان بدانیم. به عنوان مثال؛ برخی فقها «غیبت» را در مورد غیرمسلمان جایز می دانند درحالیکه در آیه ای از قرآن صرف غیبت مذموم شمرده شده است و تفاوتی بین مومن و غیرمومن نیست.

به گزارش «مبلغ»- عضو هیئت علمی دانشگاه مفید گفت: پیامبر اکرم (ص) رسالت خود را ترویج مکارم اخلاق عنوان کردند و در تمام دوران حاکمیت خود به خوبی آن را نشان دادند؛ نمونه بارز توجه به کرامت انسانی را در جریان فتح مکه می توان مشاهده کرد.

حجت الاسلام والمسلمین سید ابوالفضل موسویان در گفت وگو با شفقنا با اشاره به آیه «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا» اظهار داشت: خداوند در این آیه شریفه، نوع بشر را گرامی داشته است و بر دیگر موجودات برتری داده است.

ابوالفضل موسویان

وی افزود: برخی با استناد به این آیه شریفه، قائل به کرامت ذاتی انسان هستند و در مقابل آن، کرامت نسبی قرار می گیرد که در آیه «ان اکرمکم عندالله اتقیکم» مورد اشاره است. البته در این آیه هم چون تقوا قابل تشخیص ظاهری نیست بنابراین این برتری هم در پیشگاه الهی است و ما انسان ها نمی توانیم خود را برتر از دیگران بدانیم چه بسا فردی به ظاهر وضعیت مناسبی نداشته باشد اما در باطن بهتر باشد فلذا در دستورات دینی داریم که باید همه را از خود برتر و بالاتر ببینید.

پیامبر اکرم (ص) بیان مکارم اخلاقی را رسالت خود معرفی می کند

وی به سخن پیامبر اکرم که فرمود: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاق» اشاره کرد و گفت: پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «من در میان مباحث اخلاقی، بحث هایی که جنبه کرامتی دارد را بیان کردم و رسالت من بیان مکارم اخلاقی است» – گرچه در مباحث اخلاقی مواردی مانند صداقت، نوعدوستی، عدالت وجود دارد که باید رعایت کرد و مواردی هم وجود دارد که انسان باید از آنها پرهیز کند مانند ظلم به دیگران، حسادت، عجب و امثال آن.

پیامبر در روز فتح مکه فرماندهی که این روز را «ملحمه» نامیده بود فورا عزل کرد

وی به نمونه هایی از برخوردهای کرامت گونه پیامبر اکرم (ص) اشاره کرد و گفت: قریش سرسخت ترین مخالفان حضرت بودند و جنگ های فراوانی علیه ایشان به راه انداختند. حضرت وقتی وارد مکه شدند و این سرزمین را فتح کردند، توقع این بود که انتقام سختی ها و رنج هایی که بر مسلمانان وارد کردند را از ایشان بگیرند لذا یکی از فرماندهان سپاه فریاد کرد: «الیوم، یوم الملحمه». اما پیامبر بلافاصله دستور عزل این فرمانده را صادر کرد و دستور داد، لشکریان فریاد کنند: «الیوم، یوم المرحمه». لذا برای اینکه رافت و رحمت اسلامی را نشان دهند خطاب به قریش فرمود: «انتم الطلقاء». حتی خانه ابوسفیان را به عنوان مامن قرار دادند به این نحو که هرکس در خانه ابوسفیان قرار گیرد در امنیت کامل است.

وی  درباره کرامت انسانی در حوزه های علمیه گفت: شاید بتوان گفت که بحث کرامت انسانی آنچنان که امروزه اهمیت پیدا کرده و مورد توجه قرار گرفته، در گذشته مطرح نبوده است البته امروزه کسانی هستند که معتقد به وجود کرامت در انسان نیستند و آن را خاص مومنین می دانند.

کرامت انسانی را نباید محدود به مسلمانان و مومنین کرد

وی با استناد به روایات گفت: اینگونه بنظر می رسد که ما باید کرامت را برای همه انسان ها بدانیم و آن را محدود به مومنین و مسلمانان نکنیم. به عنوان نمونه؛ وقتی خداوند موسی (ع) را مامور به دعوت فرعون به سوی حق تعالی می کند، به او می فرماید: «قولوا لهم قولا لینا». یعنی با همه جنایتی که فرعون در حق مردم کرده و حتی ادعای خدایی کرده ، اما خداوند دستور می دهد به پیامبرش که با او به نرمی سخن بگو.

وی به دیدگاه شهید سیدمحمدباقر صدر اشاره کرد و گفت: ایشان می گوید که اساسا انسان چون جانشین خداوند است و این عنوان خلافت الهی برای او ارزش مستقلی ایجاد کرده است لذا باید او را بزرگ بشماریم. البته اینکه چه کسی شایسته است و چه کسی شایسته نیست ما نمی توانیم بگوئیم وعلم اینها نزد خداست بنابراین ما حق نداریم نسبت به انسان ها بی احترامی کنیم و کرامت و حقوق آنها را پایمال نمائیم.

انسان دارای مقام خلیفة اللهی است و به همین دلیل باید کرامت او را حفظ کرد

وی اظهار داشت: کسانی که «کرامت» را نسبی می دانند به آیاتی از قرآن استناد می کنند که انسان ها را از نظر سختدلی به سنگ تشبیه کرده است اما چون ما نمی توانیم از باطن انسان ها و عاقبت آنها باخبر باشیم، نمی توانیم قضاوتی داشته باشیم و به همه آنها باید احترام بگذاریم. طرفداران «کرامت نسبی» انسان بر این باور هستند که اگر فردی کفر داشته باشد و تا آخر عمر بر کفر خود باقی مانده باشد، از مقام انسانیت خود تنزل کرده و جایگاه خود را از دست داده است لذا این افراد دارای کرامت نیستند اما دسته دیگر که قائل به «کرامت ذاتی» انسان هستند، معتقدند درست است که انسان های کافر جایگاه خود را از دست داده اند اما ما که نمی توانیم قضاوتی درباره عاقبت او داشته باشیم و بگوئیم او تا آخر بر این عقیده خود باقی است و لذا کرامت ندارد. بنابراین ما توان تشخیص باطن افراد را نداریم و به تعبیر شهید صدر انسان دارای مقام خلیفة اللهی است و به همین دلیل باید کرامت او را حفظ کرد.

وی گفت: فقهای گذشته کمتر به حقوق و کرامت انسانی توجه داشتند و بابی را در فقه برای آن باز نکردند؛ متاسفانه باید گفت حوزه علمیه دیر به این موضوع پرداخت. بنابراین ممکن است به احکامی برخورد کنیم که آن را مغایر با کرامت ذاتی انسان بدانیم. به عنوان مثال؛ برخی فقها «غیبت» را در مورد غیرمسلمان جایز می دانند درحالیکه در آیه ای از قرآن صرف غیبت مذموم شمرده شده است و تفاوتی بین مومن و غیرمومن نیست.

بسیاری از مباحث فقهی در زمینه کرامت انسان باید بازنگری شود

استاد دانشگاه مفید با اشاره به افزایش تعاملات میان ملل گفت: با توجه به روند زیست بین المللی و زندگی مسلمانان در کنار غیرمسلمانان باید به مباحث فقهی نگاه دیگری داشته باشیم تا کرامت را برای نوع انسان ها درنظر بگیریم و اگر جایی احساس کنیم که فقهای گذشته تفاوتی بین مسلمان و غیرمسلمان قرار دادند چنانچه نصّ صریحی درباره ان نداشته باشیم، از آن دست برداریم.

وی بیان کرد: بحث حقوق انسان به طور جدی بین برخی فقیهان امروز مطرح شده است و فقها به آن توجه کردند البته در این زمینه و در ابواب مختلف فقهی باید کار بیشتری صورت بگیرد. هنوز بسیاری مباحث در زمینه کرامت انسانی وجود دارد که نیازمند تحقیق مجدد است.

وی گفت: ما باید نگاهمان را نسبت به مسائل اعتقادی و برخورد با دیگران اصلاح کنیم؛ این نگاه را که دیگر ادیان و مذاهب بر باطل بوده و تنها ما برحق هستیم را باید اصلاح کنیم.

باید با همه انسان ها ارتباط داشته باشیم و با گفت وگو عقاید صحیح را ترویج دهیم

وی ادامه داد: ما نباید مراوادات و ارتباطات با جهان را تحت تاثیر عقاید خود قرار دهیم بلکه باید با همه انسان ها ارتباط داشته باشیم و با گفت وگو می توان خیلی مسائل را برطرف کرد یا عقاید صحیح را در بین انسان ها رواج داد لذا نباید خود را کنار بکشیم چون اسلام دعوت به بصیرت و آگاهی کرده است و مسلمان باید آنچنان مستحکم باشد که بتواند از اندیشه های خود دفاع کند. با انزوا و دوری کردن از دیگران به نتیجه نخواهیم رسید بلکه باید روابط خود را با همه ملل برقرار کنیم و هم آگاهی های خود و هم دیگران را بالا ببریم.

منبع: شفقنا

مطالب مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

7 نظرات
  1. جهان می‌گوید

    پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم آن فرمانده رابرکنارنکردبلکه فرمودند پرچم راازدستش بگیرندوبه دیگری بدهند، خانه ابوسفیان هم که پیامبرفرموده بودهرکس به انجابرود درامان است به این خاطربودکه چون ابوسفیان رییس مردم مکه بود میخواستندبااینکارازجنگ وخونریزی جلوگیری شود

    1. Mustafa می‌گوید

      همین در مقام و مفهوم خلع کردن است. و مامنه بودن خانه ابوسفیان هم ان حکمت و هم این و هم بسیاری از حکمت ها را شامل بود.

  2. Mustafa می‌گوید

    چنین مطالبی باید بین نوجوانان و جوانان ترویج شود و نیاز میرم است در جامعه امروزی

  3. ناصر مختاری می‌گوید

    اگرچه کلیات سخن این آقا می تواند درست باشد اما ایشان خیلی راحت از حدیث پیامبر و آیات قرآن ، برداشت خود را به عنوان تعبیر اصلی به کار می برد و اینکه کرامت انسانی بر همه امور سیطره دارد ، را مانند چماق بر سر جمهوری اسلامی می کوبد که ما باید با همه مردم دنیا مراوده داشته باشیم!! آخر برادر عزیز از مردم یکی اسراییل !! آیا باید مراوده داشت ؟ یا باید اندیشه صهیونیستی و تروریستی دولتی را در مورد اینها و بعضی دولت های اروپایی و آمریکا رسوا کرد ؟ باز خدا پدر سروش را بیامرزد که باهم اسلام ستیزی منافقانه به اسراییلیان می گوید : غاصبان قصاب و یا قصابان غاصب.

  4. غلامرضا فدائی می‌گوید

    اگر به آفرینش انسان در قرآن توجه کنیم خدا در خلقت بشر و انسان فرموده “فنفخت من روحی”و این پس از سویته است و برای پیامبر هم در قرآن آمده ” قل انما آنا بشر مثلکم” پس معلوم می شود بشر بودن خود فضیلت و مزیت است و با کرمنا سازگار. استثنا می شود ملت های ناباب چون اسرائیل سالبه به انتفای موضوع است. آنها ملت نیستند.

  5. ساعدی می‌گوید

    نقدهای زیادی در خصوص بیانات آقای موسوی وارد است. در خصوص کرامت انسانی چرا فقط به دو تا آیه از قرآن کریم بسنده نموده است؟ظاهرا ایشان از شان نزول سوره توبه، سوره منافقون، و آیه اولئک ک… بل هم اضل،.. صم بکم عمی فهم لا یعقلون… اطلاع ندارند؟ وقتی خداوند بیزاری خود و رسول الله را از کفار و مشرکین اعلام میدارد، وقتی خداوند فرموده مشرکین نجس هستند و از این سال(بعد از فتح مکه) ، مشرکین نباید به مسجدالحرام نزدیک بشوند، کرامت انسانی بر آنان قائل نشدند،وقتی خداوند بصراحت امر نمودند که قاتلوهم حتی لا تکون فتنه..کدام کرامت انسانی را بر مشرکین و فتنه گران قائل است؟ برادر ارجمند: لطفا برداشت شخصی خود را به دین و اسلام نسبت ندهید؟کسی که با خدا، رسول خدا محاربه می‌کند و برای افساد فی الارض تلاش می‌کند، کدام کرامت انسانی را قائل بشوید؟ کرامت انسانی در گرو ایمان بخدا، رسول خدا. والوالا امر و تقوای الهی است….

  6. مسلم حسينی می‌گوید

    جنگ مکه را نمی‌توان استناد کرد چرا بسیاری از نزدیکان پیامبر از خانواده های بزرگ مکه بودند واین یک سیاست بود در جنگ های دیگر خبری از این دست دلبازی ها نیست (اما سئوال اینه که وقتی مردمی یا امتی سالها با یک متد مذهبی بزرگ شده اند چطور می شود با جنگ آنها را وادار به پذیرفتن دین جدید کرد مثل اینکه به ما شیعیان بگویند علی ع نباید ولی یا امیرالمؤمنین جهان اسلام میشد. چکونه است که خداوند نمی‌داند انسانی که از کودکی با نوعی مذهب بزرگ شده یک شبه تغییر مسیر بدهد یا کشته شود و زن و دخترش حلال و بچه اش غلام