چرایی شکل‌نگرفتن کودتا در ایالات متحده

فرشـید باقریان، پژوهشـگر حـوزه سیاست بین‌الملل

مبلغ/ کودتا به معنای برانداختن حکومت با استفاده از قوای نظامی کشور و تسلط بر اوضاع و روی کار آوردن حکومتی نو است. تمامی کودتاهای کشورهای حوزه آمریکای لاتین، از نوع نظامی و با استعانت از ارتش ملی همان کشور صورت گرفته است.

به گزارش «مبلغ» به نقل از قدس آنلاین، کودتا به معنای برانداختن حکومت با استفاده از قوای نظامی کشور و تسلط بر اوضاع و روی کار آوردن حکومتی نو است. در فرهنگ مرجع فرانسوی لاروس چنان نقل شده که واژه کودتا از زبان فرانسوی وارد زبان فارسی شده‌ و به معنی ضربه ناگهانی به دولت است. تمامی کودتاهای کشورهای حوزه آمریکای لاتین، از نوع نظامی و با استعانت از ارتش ملی همان کشور صورت گرفته است.

کودتا میدان ظهور و بروز آمریکا

در تاریخ معاصر، کودتاهای یاد شده بدون کمک و طراحی کشور بیگانه صورت نگرفته و به طور عام، ایالات متحده آمریکا و سازمان اطلاعات مرکزی این کشور، دخالت مستقیم در تغییر قدرت داشته‌اند. منطقه اوراسیا بسیار متفاوت از آمریکای لاتین بوده و کودتاهای انجام یافته، کاملاً با اعمال خشونت و قوه قاهره صورت گرفته و در مقابل، اقدام‌های ایالات متحده در قالب لیبرال‌سازی، با نام انقلاب‌های مخملی و از طریق مهندسی اجتماعی و استفاده از قدرت‌های بالقوه توده‌ای و نهادی صورت گرفته است.

از چیکیتا تا کودتا

از اصطلاحاتی که به واسطه کودتاهای آمریکای لاتین در ادبیات سیاسی جهان وارد شد، اصطلاح «جمهوری موز» است. این تعبیر به کشورهایی اطلاق می‌شود که نظام سیاسی و اقتصاد عمومی مبتنی بر فروش منابع و به تعبیر ساده، خام‌فروشی و با همکاری تأمین‌کننده‌های نفوذی داخلی است. این افراد در اصطلاح سیاسی، بورژوا کمپرادور و یا کمپرادور نامیده می‌شوند. درهم تنیدگی منافع این گروه‌های نفوذ با منافع بیگانگان، عامل اتصاف به این عنوان است. در اصل، مصداق حاضر این مؤلفه اقتصاد سیاسی، به دو کشور هندوراس و گواتمالا باز می‌گردد که به واسطه‌ شرکت یونایتد فروت آمریکا که بعدها به نام چیکیتا تغییر یافت، وارد ادبیات سیاسی معاصر شد که خود منجر به دو کودتا در کشورهای نام‌برده شد.

گواتمالا در سال ۱۹۴۴ با انتخابات آزاد، جاکوب آربنز را به رهبری این کشور در قالب انتخابات دموکراتیک منتخب کرد. از آنجایی که منافع شرکت یادشده به واسطه این انقلاب دموکراتیک مورد تهدید قرار می‌گرفت، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در سال ۱۹۴۵ با اقدام به یک کودتای با فرجام، سرهنگ کارلوس کاسیلو آرماس را به ریاست کشور رساند که منجر به بروز ۳۶ سال جنگ داخلی و کشته شدن ۲۰۰ هزار نفر شد.

خط کودتا تا کانال پاناما

کودتاهای طراحی شده به دست سازمان سیا، تنها به کشور فوق متوقف نمی‌شود و دولت آمریکا در کشورهایی مانند پرتوریکو و کوبا، دست به اشغال نظامی نیز زده است. ابتدا سال ۱۹۰۲ که به عنوان جنگ آمریکا و اسپانیا در تاریخ سیاسی نقش بسته است. سپس در سال ۱۹۰۶ نخستین رئیس‌جمهور منتخب کوبا، توماس استرادا پالما را از صدارت به زیر نشاندند و تا سال ۱۹۰۹ میلادی رژیمی دست‌نشانده را جایگزین کردند. سال ۱۹۱۷ کشور کوبا برای بار دیگر تحت اشغال آمریکا قرار گرفت و نیروهای اشغالگر تا پایان سال ۱۹۲۳ به صورت تدریجی از این کشور خارج شدند.

از دیگر کشورهای منطقه، کلمبیا و مناقشه کانال پاناماست. تقابل استعماری فرانسه و آمریکا از جانب کلمبیا با پاسخ منفی به ایالات متحده روبه‌رو شد و در مقابل آمریکا با تجهیز گروه‌های تجزیه‌طلب، در سال ۱۹۰۳ پاناما را از کلمبیا جدا کرده و به رسمیت شناخت و متعاقب آن، پروژه ناتمام فرانسوی‌ها در اتمام کانال پاناما را در سال ۱۹۱۴ به پایان رساندند.

بی‌تردید با تجزیه این سرزمین و اتمام کانال، موج نارضایتی درمقابل رفتار ایالات متحده در منطقه افزایش یافت. پاناما در سال ۱۹۸۲ با ریاست خودخوانده و در عین حال مأمور سابق سیا، مانوئل نوریگا دچار اختلاف‌های عمیقی شد. وی اقدام به خلع رئیس‌جمهور دست‌نشانده آمریکا، اریک ارتورا دواله در سال ۱۹۸۶ کرد که منجر به بروز جنگ اقتصادی و سیاسی بین واشنگتن و پاناما شد. در سال ۱۹۸۹، یگان‌های ارتش آمریکا برای مقابله با شرایط پیش آمده، ۲۵هزار نیروی خود را به منطقه اعزام و ژنرال نوریگا را وادار به تسلیم کرد و متعاقب آن، گالیمانی ریاست کشور را بر عهده گرفت.

کشور نیکاراگوئه بین سال‌های ۱۹۱۲ تا ۱۹۳۳ تحت اشغال آمریکا بود. در حقیقت هدف ایالات متحده عدم استفاده از گذرگاه نیکاراگوئه توسط دیگر دولت‌ها بود، زیرا کانال یادشده دریای کارائیب را به اقیانوس آرام متصل می‌کرد.

در راستای این نیات آمریکا در سال ۱۹۲۶ در نزاع داخلی میان طرفین محافظه‌کار و نیروهای لیبرال مداخله کرد. در حقیقت واشنگتن به دلیل شکست نیروهای محافظه‌کار توسط آزادی‌خواهان در سال ۱۹۲۷، با مداخله در امور داخلی کشور، نیروهای لیبرال را مغلوب و متعاقب آن در سال ۱۹۳۳ نیروهای خود را از کشور خارج کرد. در عین حال باوجود مصوبه کنگره آمریکا درخصوص حمایت نکردن واشنگتن از گروه‌های شورشی کنترا، آمریکا در سال ۱۹۸۱ با حمایت از گروه‌های یادشده موجبات سرنگونی حکومت چپ‌گرای حاکم را فراهم آورد. در جریان این منازعات ۳۰ هزار شهروند نیکاراگوئه کشته شدند.

زادگاه پتنکو ویلا و امیلیانو زاپاتا نیز از تعرض به اقتدارها مصون نماند. ایالات متحده آمریکا با دخالت‌های گوناگون در امور داخلی مکزیک در سال ۱۹۱۳ به واسطه کودتا، فرمانده دست‌نشانده خود، ژنرال ویکتوریانو هورتا را به قدرت رساند. با روی کار آمدن وودرو ویلسون، تغییری در سیاست واشنگتن در قبال مکزیک صورت گرفت و حمایت‌ها از دولت دست‌نشانده پایان یافت و تحریم‌های تسلیحاتی علیه مکزیک اعمال شد.

در همین راستا، در سال ۱۹۱۴ برای جلوگیری از ورود سلاح به مکزیک، بندر وراکروز از طرف آمریکا اشغال شد و در پایان همان سال ونوستیانو کارانتزا با حمایت ایالات متحده به ریاست دولت رسید.

هائیتی، جمهوری دومینیک، گرانادا، شیلی و ونزوئلا نیز از دایره نفوذ آمریکا خارج نبوده و اقدام به اشغال، مداخله و یا کودتا در این مناطق صورت گرفته است. شرایط در کشور ونزوئلا هنوز تازگی خود را در اذهان حفظ کرده است. هوگو چاوز، رئیس‌جمهور فقید و محبوب این کشور در سال۲۰۰۲، توسط عده‌ای از فرماندهان دستگیر و به یک پایگاه نظامی انتقال داده شد. وی پس از ۴۷ ساعت بازداشت به مقر ریاست خود بازگردانده شد. نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور فعلی این کشور نیز از تهدیدات دونالد ترامپ، در خصوص حمله نظامی در امان نبوده است.

جان بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید در دوره صدارت دونالد ترامپ در مصاحبه اخیر خود با شبکه سی‌ان‌ان آمریکا از تشبث به کودتاهای متعدد برای براندازی هوگو چاوز و در سال ۲۰۱۹، از اقدام‌های مشابه علیه نیکولاس مادورو و جایگزینی وی با خان گوایدو، به اعتراف‌هایی دست زد. از خونین‌ترین کودتاهایی که ایالات متحده تاکنون در دیگر کشورها انجام داده، ویتنام است. ارتش ایالات متحده در سال ۱۹۶۳، با تحریک نیروهای مسلح ویتنام جنوبی، موجبات سوءقصد به جان ریاست دولت، نگو دین دیم و برادرش را فراهم آورد و به همراه این اقدام و آغاز جنگ، مرگ ۴میلیون نفر را رقم زد. دولت مصر و کودتای عبدالفتاح سیسی علیه محمد مورسی نیز از اذهان دور نمانده و ایالات متحده به واسطه این کودتا، یکی از متحدان پر قدرت خود در خاورمیانه را ابقا کرد.

نقش آمریکا در ۷۱ کودتا

استفان کینزر، محقق و نظریه‌پرداز سیاسی اعتقاد دارد ایالات متحده در دوران جنگ سرد تأیید می‌کند که آمریکا ۷۲ بار اقدام به کودتا در کشورهای مختلف کرده است. ۶۶ اقدام به صورت پوشش‌دار و ۶ اقدام به صورت علنی انجام شده است. وی که در سال‌ ۲۰۱۶ سرپرست دفتر روزنامه واشنگتن‌پست بود، دولت ایالات متحده را به تغییر رژیم‌ها از هاوایی تا بغداد متهم می‌کند. لازم به ذکر است از مجموع اقدام‌های پوشش‌دار یادشده، ۴۰ کودتا نافرجام و تعداد ۲۶ تا از آن‌ها منجر به روی کار آمدن دولت دست‌نشانده با حمایت آمریکا بوده است.

پیشتر، مشاور اسبق امنیت ملی در دوره دونالد ترامپ، چهل و پنجمین رئیس‌جمهور ایالات متحده، در گزارشی منتشره از شبکه جهانی الجزیره به دست داشتن و تشبث به ۱۷۱ کودتا، دخالت در انتخابات و اقدام علیه اقتدار مرکزی اعتراف کرد. فیلیپ بامپ، تحلیلگر دیگری در همین نشریه که درخصوص دست داشتن شخص جان بولتون در کدام یک از کودتاها و تغییر رژیم‌ها پرسشی نقل کرده بود، به رقم ۱۹۱ اقدام از زمان حضور جان بولتون در دوره رونالد ریگان، چهلمین رئیس‌جمهور آمریکا، در سال ۱۹۸۲ و مجموع ۳۵۰ اقدام به کودتا از جانب ایالات متحده در کشورهای مختلف اذعان داشت.

وی به صراحت ادعا دارد که جان بولتون در ۱۳۱ کودتا و اقدام، نقش مستقیم داشته است. در قالب یک مزاح سیاسی، پرسیده شده بود: چرا در آمریکا کودتا صورت نمی‌گیرد؟ پاسخ: در آمریکا، سفارت آمریکا وجود ندارد.

مطالب مرتبط
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.